صنعت کاشی و سرامیک یکی از صنایع پرمصرف آب و انرژی است. در فرآیند تولید، تهیه دوغاب (Slurry) با ویژگیهای رئولوژیکی مناسب، اولین و شاید مهمترین گام محسوب میشود. چالش اصلی در این مرحله، دستیابی به دوغابی با سیالیت بالا و در عین حال، درصد جامدات زیاد و میزان آب کم است. در اینجا، انواع روانساز در صنعت سرامیک (Deflocculants) به عنوان عوامل کلیدی وارد عمل میشوند. این مواد شیمیایی که تحت عنوان دیسپرسکننده سرامیکی نیز شناخته میشوند، با تغییر بار سطحی ذرات خاک، امکان لغزش ذرات روی یکدیگر را با کمترین میزان آب فراهم میکنند.
روانساز سرامیک چیست و چرا اهمیت دارد؟
به زبان ساده، روانساز سرامیک مادهای است که با افزودن مقادیر بسیار کم (معمولاً بین ۰.۱ تا ۰.۵ درصد وزن خشک مواد)، نیروی دافعه بین ذرات معلق در دوغاب را افزایش میدهد. بدون استفاده از افزودنی روان کننده سرامیک، ذرات رس به دلیل بارهای الکتریکی جاذبه، به هم میچسبند (لخته میشوند) و ویسکوزیته دوغاب به شدت بالا میرود. برای کاهش این ویسکوزیته بدون روانساز، ناچار به افزودن مقادیر زیادی آب هستیم که در مراحل بعدی تولید، هزینه سنگینی را تحمیل میکند.
استفاده از روان ساز کاشی و سرامیک مناسب، مستقیماً بر پارامترهای زیر تأثیر میگذارد:
- کاهش ویسکوزیته و حد جاری شدن (Yield Stress)
- افزایش دانسیته دوغاب (افزایش درصد جامد)
- کاهش ته نشینی و پایداری دوغاب
- کاهش شدید مصرف انرژی در خشککنهای پاششی (Spray Dryers)
طبقهبندی انواع روانساز سرامیکی
تقسیمبندی بر اساس ماهیت شیمیایی و مکانیسم عملکرد
روانسازها در صنعت سرامیک به دو گروه اصلی معدنی (Inorganic) و آلی (Organic) تقسیم میشوند و بسته به کاربرد (روانسازی بدنه یا لعاب) انتخاب میگردند.
روانسازهای معدنی
Inorganic
مکانیسم غالب: دافعه الکتروستاتیک (پراکنش ذرات و کاهش لختهشدن)
- سیلیکات سدیم: اقتصادی و رایج (بدنههای قرمز/سفید)
- کربنات سدیم: کمکروانساز برای حذف Ca/Mg مزاحم
- STPP: قدرت پراکنش بالا (بدنه و لعاب)
⚠️ محدودیت: تیکسوتروپی/خورندگی (سیلیکات)
روانسازهای آلی
Organic
مکانیسم: الکتروستاتیک + ممانعت فضایی (Steric Hindrance)
برای کاهش بیشتر آب و پایداری بهتر.
- پلیاکریلاتها: مدرنترین کنترلکننده رئولوژی و دانسیته
- هومات/لیگنوسولفونات: مناسب بدنههای پلاستیکتر
✅ مزیت: پایداری بهتر دوغاب
نکته مهم:
در بسیاری از کارخانجات پیشرفته، از سیستمهای ترکیبی (معدنی–آلی) استفاده میشود
تا هم از مزیت اقتصادی سیلیکات و هم از کارایی بالای پلیمرها برای رسیدن به دانسیتههای بالا بهرهبرداری شود.
نقش روانسازها در کاهش مصرف آب و انرژی
شاید مهمترین جنبه اقتصادی و زیستمحیطی استفاده از افزودنی کاهش مصرف آب سرامیک، تأثیر مستقیم آن بر فرآیند اسپری درایر باشد.
رابطه دانسیته و مصرف آب
در صنعت سرامیک، هدف اصلی رسیدن به دانسیته بالای دوغاب (مثلاً ۱۷۰۰ گرم بر لیتر یا بالاتر) است.
- بدون روانساز قوی: برای رسیدن به قابلیت پمپاژ، ممکن است نیاز باشد دوغاب شامل ۵۰٪ آب و ۵۰٪ جامد باشد.
- با روانساز پلیمری: میتوان دوغابی با ۷۰٪ جامد و تنها ۳۰٪ آب داشت که همان ویسکوزیته را دارد.
مکانیسم صرفهجویی
آب موجود در دوغاب باید در برجهای اسپری درایر تبخیر شود تا گرانول (پودر) به دست آید. تبخیر آب فرآیندی بسیار انرژیبر است.
- وقتی از ماده روان کننده بدنه و لعاب با کارایی بالا استفاده میکنیم، مقدار آبی که باید تبخیر شود کاهش مییابد.
- به ازای هر ۱ درصد کاهش آب در دوغاب، مصرف سوخت (گاز) در اسپری درایر به طور قابل توجهی کاهش مییابد و ظرفیت تولید (تناژ خروجی) اسپری درایر بالا میرود.
بنابراین، روان ساز دوغاب سرامیکی تنها یک افزودنی شیمیایی نیست؛ بلکه ابزاری استراتژیک برای مدیریت انرژی و کاهش ردپای کربنی کارخانه است.
تفاوت روان ساز بدنه و روان ساز لعاب
اگرچه اصول کلی یکسان است، اما انتخاب افزودنی کاهنده ویسکوزیته سرامیک برای لعاب حساستر است:
- روانساز بدنه سرامیکی: تمرکز اصلی بر قیمت تمام شده و دستیابی به دانسیته بالا برای پرسکاری بهتر است. معمولاً ترکیبی از سیلیکات سدیم و پلیاکریلاتها استفاده میشود.
- روانساز لعاب سرامیک: در لعاب، علاوه بر روانی، عدم ایجاد حباب، سوراخ سوزنی (Pinholes) و یکنواختی سطح بسیار مهم است. به همین دلیل از دیسپرسکنندههای آلی خالص تر و بدون ناخالصی استفاده میشود تا پس از پخت، هیچ اثری از روانساز باقی نماند و سطح لعاب کاملاً صاف باشد.
روانساز جرمهای صنعت دیرگداز
مناسب کنترل رئولوژی و کاهش مصرف آب
انتخاب بهترین روانساز در صنعت سرامیک؛ بدنه و لعاب
انتخاب «بهترین» روانساز در صنعت سرامیک یک نسخه واحد و ثابت ندارد. این انتخاب به نوع مواد اولیه، تکنولوژی تولید (مانند مونوپوروزا یا پرسلان)، درصد جامد دوغاب و کیفیت آب مصرفی بستگی دارد.
با این حال، بر اساس تجربه صنعتی و استانداردهای رایج، میتوان روانسازهای مناسب را بهصورت تفکیکشده برای بدنه و لعاب معرفی کرد.
بهترین روانساز برای بدنه کاشی (Body Deflocculant)
در بدنه کاشی، هدف اصلی افزایش دانسیته دوغاب با حداقل مصرف آب است؛ زیرا کاهش آب بهطور مستقیم باعث افزایش استحکام پرس، کاهش انرژی مصرفی در اسپریدرایر و کاهش ترکهای خشککردن میشود.
بدنه قرمز و کاشی دیواری (Earthenware & Monoporosa)
برای بدنههای قرمز که پلاستیسیته بالایی دارند و معمولاً حاوی ناخالصیهای کلسیمی هستند، سیلیکات سدیم به همراه کربنات سدیم همچنان رایجترین و اقتصادیترین انتخاب است.
سیلیکات سدیم نقش روانساز اصلی را ایفا میکند و کربنات سدیم با حذف یونهای کلسیم مزاحم، پایداری سیستم را افزایش میدهد. در بسیاری از خطوط تولید، نسبت تقریبی ۱ واحد کربنات سدیم به ۳ واحد سیلیکات سدیم بهعنوان نقطه شروع مناسب در نظر گرفته میشود.
بدنه پرسلان و گرانیت (Porcelain & Stoneware)
در بدنههای پرسلانی که درصد فلدسپار و سیلیس بالا و میزان خاک رس پایین است، استفاده از سیلیکات سدیم معمولاً منجر به تیکسوتروپی شدید و ناپایداری دوغاب میشود.
در این سیستمها، روانسازهای پلیمری مانند پلیاکریلاتهای سدیم بهترین گزینه فنی محسوب میشوند. این روانسازها امکان افزایش دانسیته دوغاب تا حدود ۱۷۲۰ گرم بر لیتر را بدون افزایش ناگهانی ویسکوزیته فراهم میکنند که نتیجه آن کاهش مصرف آب و صرفهجویی قابلتوجه در انرژی اسپریدرایر است.
جمعبندی بدنه:
- بدنه قرمز: سیلیکات سدیم (اقتصادی)
- بدنه پرسلان: روانسازهای پلیمری (فنی و کممصرف آب)
بهترین روانساز برای لعاب سرامیک (Glaze Deflocculant)
در لعاب، اولویت اصلی کیفیت سطح نهایی است؛ یعنی صافی، عدم حبابزایی و نبود سوراخهای سوزنی. به همین دلیل، انتخاب روانساز در لعاب حساستر از بدنه است.
سیلیکات سدیم برای لعاب توصیه نمیشود، زیرا میتواند باعث تشکیل پوسته سطحی، ناپایداری دوغاب و افزایش حبابزایی شود.
روانساز استاندارد لعاب
تریپلیفسفات سدیم (STPP) سالهاست بهعنوان روانساز مرجع در لعاب شناخته میشود. این ماده پایداری دوغاب را افزایش میدهد، تیکسوتروپی را کنترل میکند و پس از پخت تأثیر منفی بر رنگ یا شفافیت لعاب ندارد.
روانسازهای مدرن برای لعابهای خاص و انگوب
در لعابها و انگوبهایی با درصد جامد بالا یا ویسکوزیته زیاد، پلیاکریلاتهای با وزن مولکولی پایین عملکرد پایدارتری نسبت به STPP دارند. این روانسازها در طول زمان افت عملکرد کمتری داشته و کنترل بهتری روی رئولوژی سیستم ایجاد میکنند.


